آیین ما | نوشته های علی صفدری در زمینه ادیان، ملل و انسانها

علی صفدری | Ali Safdari

صاد

زرتشتیان و موجود پستی به نام زن!

سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۳، ۰۸:۲۷ ب.ظ


بخشی از کتاب «ما و زرشت» که به زودی منتشر خواهد شد


  • زرتشتیان و موجود پستی به نام زن!

     کاش موبدان قلم به دست، در بحث زنان سکوت می کردند و بی هیچ سخن و گزافه گویی از کنار آن عبور می کردند تا سبب نمی شد دلم از این دروغ پردازی بگیرد و کتاب های کهن شان را در پی پاسخ به پرسش وضعیت زنان زرتشتی ورق بزنم.

     از آن زمان که مشغول کنکاش در مسیحیت بودم، هنوز این جملات را به خاطر دارم که:

     بسیاری از یونانی‌ها زن را موجودی پلید و حاصل عمل زشت شیطان می‌دانستند. رومی ها و برخی از یونانیان بر این باور بودند که زن روح انسانی ندارد و روح انسانی فقط در مرد قرار داده شده است.  «سقراط» حکیم نامدار یونانی، وجود زن را سرچشمه سقوط بشر می‌دانست و «فیثاغورث» دیگر دانشمند یونانی، به وجود اصلی خوب معتقد بود که نظم، نور و مرد را آفریده و اصلی بد که آشوب، تیرگی و زن را پدید آورده است. این مثل میان یونانیان قدیم رواج داشت که: «زن حیوانی بلند مو و کوتاه فکر است». در نظر رومیان، زن نماد شیطان و از انواع ارواح شیطانی بود.38

     اکنون که ذره بینم بر روی زرتشت افتاده نیز با سخنانی از همین جنس رو به رو هستم. در «بندهش» که از منابع با ارزش و مهم زرتشتی به حساب می آید، مرد را موجودی خوب و زن را موجودی روسپی (جهی) به حساب آورده که خدا از روی ناچاری او را آفریده است و اگر موجود دیگری وجود داشت، خداوند هیچ گاه زن را نمی آفرید.

     هرمز هنگامی که زن را آفرید، گفت که «ترا نیز آفریدم (در حالی که) تو را سرده پتیاره از جهی (دختر اهریمن یا روسپی) است. تو را نزدیک کون دهانی آفریدم که جفت گیری تو را چنان پسند افتد که به دهان مزه شیرین ترین خورش ها، (و) از من تو را یاری است، زیرا مرد از تو زاده شود؛ (با وجود این،) مرا نیز که هرمزدم، بیازاری، اما اگر مخلوقکی را می یافتم که مرد را از او کنم، آنگاه هرگز تو را نمی آفریدم، که تو را آن سرده پتیاره از جهی است. اما در آب و زمین و گیاه و گوسفند، بر بلندی کوهها و نیز آن ژرفای روستا خواستم و نیافتم مخلوقکی که مرد پرهیزگار از او باشد جز زن (که) از (سرده) جهی پتیاره است».39

     از همین جا، سخنی را با برخی دروغ پردازانِ مدافع نمایِ آیین و فرهنگ زرتشت در میان می گذارم. کسانی که ادعا می کنند به موجب متن اوستا و نیز متن پهلوی ماتیکان هزار دادستان (مادیان هزار داتستان) حقوق زن زرتشتی از این قرار بوده است: زن حق مالکیت بر اموال خود را داشته است. زن حق اداره مستقل خانواده خود را داشته است. زن حق حضانت و سرپرستی فرزندان خود را داشته است. زن حق داشته تمام اموال خود را به موجب وصیت به هر کس دلخواه واگذار کند. پدر حق شوهر دادن دختر را نداشته، مگر آنکه مادر رضایت و موافقت داشته باشد. دارایی مرد پس از مرگ بطور مساوی بین زن و پسران و دخترانش تقسیم می‌شده است. شهادت زن در دادگاه دارای اعتبار شهادت مرد بوده است. زن می‌توانسته است موبد یا قاضی و یا وکیل شود و سخنانی از این دست و...

     بر هر کسی که اندک مطالعه ای در زمینه زرتشت داشته باشد روشن است که این ادعاها نه در اوستا و نه در ماتیکان هزار دادستان و نه در هیچ منبع دیگری از متون فقهی و تشریعی زرتشتی نیامده است و سخنانی مجعول و مغلوط اند. اگر براستی منبع و ماخذ معتبری برای این سخنان دارید، آشکار کنید تا دنیا به حقیقت مفاهیم زرتشت احترام بگذارد؛ اما چنانچه این حرف ها بر راستی و درستی استوار نیست - که در کتابهای کتابخانه ی ما چنین مطالبی نقل نشده است- از دروغ پراکنی دست بردارید که شما نیز اهورامزدا را دشمن دروغ یا به تعبیر خودتان دروج می دانید.

نظرات  (۱)

خاک بر سرتون شماها مسلمان نیستین که دارین از ایین زرتشت بد میگین خود اسلام هم ایین هایه دیگرو قبول داشته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">