آیین ما | نوشته های علی صفدری در زمینه ادیان، ملل و انسانها

علی صفدری | Ali Safdari

صاد

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انجیل» ثبت شده است

۰ نظر ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۰۵
سایت آیین ما


           در  کتاب  "حریصا" می خوانیم:

     غروب شنبه بود. با وجود اینکه بیشتر جمعیت لبنان را مسلمانان تشکیل می‌دهند، اما متاسفانه به جای آنکه جمعه‌ها تعطیل هفتگی باشد، یکشنبه‌ها تعطیل است. برای همین، لبنانی‌ها یکشنبه شبها را تا دیر وقت دور هم جمع می‌شوند. لبنانی‌ها اکثرا اهل تفریح و شادی هستند؛ برای همین از هر فرصتی بیشترین و بهترین استفاده را برای لذت بردن می‌برند.

     قرار بود یکی از دوستان ایرانی که در شهر صور ساکن است به دیدنمان بیاید. خیلی فرصت مطالعه نداشتم. نماز مغرب و
عشا را که خواندم با خودم گفتم خوب است تا مهمانها سر برسند ماجرای مناظره امام رضا ع با جاثلیق را مطالعه کنم. باید گفت که این مناظره، یکی از جذاب‌ترین و مستدل‌ترین مناظراتی است که بین مسیحیت و اسلام صورت گرفته و در بسیاری از منابع روایی و کتب تاریخی نقل شده است. «جاثلیق» در لغت به معنای قاضی مسیحیان، رئیس آنان، اسقف، عالم و عابد آمده است. پس جاثلیق لقب است برای عنوان‌های مذکور، مانند «کسری» که لقب پادشاهان ایران بوده است. جاثلیق یکی از علما و دانشمندان مسیحی بود که امام رضا با او به بحث و گفتگو نشست و با تورات و انجیل‌ی که مورد قبول او بود، مجابش نمود.


//bayanbox.ir/id/5902045147213973861?view   

  •        در  کتاب  "حریصا" می خوانیم:


     از یکی از دانشمندان اسلامی سوال کردند چگونه تثلیث وارد مسیحیت شد. ایشان جواب دقیق و قابل تاملی دادند. اگر حوصله داری برایت بگویم.

     -: اگر خسته نیستی من آمادگی شنیدن دارم.

     -: یکی از دانشمندان اسلامی که از بزرگترین محققان معاصر به شمار می‌رود و من افتخار داشته‌ام در مجالس علمی‌اش حضور یابم، درباره چگونگی ورود تثلیث به مسیحیت اینطور می‌گوید:

     از مسجد که بیرون آمدم، کارل روی نیمکت‌های آن طرف تر نشسته بود. حرف‌هایی که تا الآن زده بودیم را مرور کردم و به سویش رفتم. تا الآن از خدای انجیل گفته بودیم و صفات ناروایش. از تثلیث گفته بودیم و اشکالات عقلی اش. پیدایش تثلیث در مسیحیت را هم بررسی کردیم.

     آرام در پشت سرش قرار گرفتم و گفتم: کارل، پسر خدا کیست؟

     خیلی محکم و جدی جوب داد: حضرت عیسی!

     ما مسلمانان اعتقاد داریم که خداوند نه کسی را زاییده و نه زاییده شده است. لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ.[1] از نظر عقلی امکان ندارد خداوند، دارای صفت زاییدن یا زاییده شدن باشد؛ زیرا ولادت موجودی از موجود دیگر دلیل بر قسمت پذیری او است و چیزی قسمت پذیر می‌شود که مرکب باشد. به بیان دیگر، کسی که می‌زاید باید خودش دارای اجزا باشد و هر چیزی که جزء داشته باشد، محتاج به اجزای خویش است؛

  •    در  کتاب  "حریصا" می خوانیم:


یکی از کسانی که مات و مبهوت قرآن شده، «گوته»[1] فیلسوف شهیر آلمانی است. او عظمت قرآن را چنین ترسیم میکند:

     من ابتدا از قرآن روگردان بودم؛ ولی طولی نکشید که این کتاب توجه من را به خود جلب نمود و به حیرت درآورد. بالاخره مجبور شدم اصول و قواعد آنرا تعظیم نموده و بزرگ بشمارم و در مطابقه الفاظ با معانی آن بکوشم.

     مرام و مقاصد این کتاب، بی‌اندازه قوی و محکم است. این کتاب با این وصف به زودی بزرگترین تاثیر را در سراسر گیتی گذاشته و نتیجه مهمی خواهد داد.