آیین ما | نوشته های علی صفدری در زمینه ادیان، ملل و انسانها

علی صفدری | Ali Safdari

صاد


     نقل شده که «سید اسماعیل حمیری» بر امام صادق علیه السلام وارد شد. حضرت امر فرمودند پرده اى آویختند و زنها پشت پرده نشستند. آنگاه به سید اسماعیل حمیرى فرمودند اشعارى را در مصیبت و مرثیه جدم حسین علیه السلام بخوان. سید حمیری شروع به خواندن نمود و این اشعار را قرائت کرد:


امرر علی جدث الحسین            فقل لاعظمه الزکیة

یا اعظما لازلت من            و طفاء ساکبة رویة

و اذا مررت بقبره            فأطل به وقف المطیّة

ما لذّ عیش یعد رضــ          ک بالجیاد الاعوجیّة


       -  هنگامى که بر بدن حسین علیه السلام عبورت افتاد، به استخوانهاى پاکش بگو:

       -  پیوسته از اشک چشمان سیراب خواهى بود

       -  هنگامى که بر قبرش گذر کردى، مرکبت را مدت زیادى نگه دار و بگو

       -  پس از آنکه بدنت را با سم ستوران خرد کردند، زندگى لذت ندارد...


     تا شعر و روضه ی سید حمیری به اینجا رسید دیدند اشـکهـاى امـام صـادق علیه السلام جارى شد و صداى گریه و شیون از پشت پرده بلند شد که کوچه هاى مدینه را پر کرد. حضرت که چنین دید فرمود: بس است.1


[1] الغدیر / ج2 / ص235

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">