انسان معاصر | نوشته های علی صفدری در زمینه ادیان، ملل و انسانها

علی صفدری | Ali Safdari

صاد

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پرسش های عقیدتی» ثبت شده است

با سلام خدمت حاج آقا صفدری
من از دوستان حاج آقا موسوی هستم 
ایشان شما و سایت شما و صد البته کتاب حریصای شما را به بنده معرفی کردند
من این کتاب را مطالعه کردم و می توانم به جرئت از قلم روان وگیرای شما تقدیر کنم
سوالی که من از محضر شما دارم و فکر مرا به شدت مشغول کرده است دربارة جنیان و پریان و نحوة ارتباط آن ها با انسان است؟
آیا آن ها می توانند بر انسان مسلط شوند؟
آیا آن ها می توانند در انسان حلول یابند؟
آیا آن ها می تواند زندگی انسان را مختل کنند؟
اصلا چگونه می توان از حلول آن ها در خود اطمینان داشت؟
و اگر حلول آن ها در فردی مسجل شد، چگونه می توان آن را از خود خارج نمود؟
آیا انسانی می تواند با جنیان ارتباط داشته باشد؟
آیا انسان در عصر حاضر می تواند لشکر جن و پری داشته باشد؟ 
و سئوال های بسیار دیگری در این زمینه
پیشاپیش از صبر و حوصله جنابعالی در پاسخگویی به سوال های زیادم سپاسگزارم
با احترام
صالح
پاسخ:
سلام / از محبت شما ممنونم و سلام مخصوص به سید جلیل القدر حاج آقای موسوی برسانید.


     بحث درباره گروهی از مخلوقات که «جن» نامیده می شوند، بحث دامنه داری است که در چند خط و چند جمله گنجیده نمی شود و نیاز به مطالعه منسجم دارد. اما به طور فشرده اگر قرار باشد به این سوالات پاسخ داد باید گفت که وجود جن مطلب ثابتی است که در ادیان گوناگون شواهدی دال بر آن داریم و قرآن کریم نیز سوره ای را مستقلا به نام این دسته از مخلوقات دارد.

     مطلب اینجاست که آیا انسانها می توانند با اجنه در ارتباط باشد؛ باید گفت ارتباط با اجنه ممکن و میسر است؛ اما راه و روش خاص به خود را دارد. اجنه بر اساس ساختار خلقتشان توانایی هایی را دارند که برای برخی از ما انسانها شگفت انگیز است. اما انسانهای تلاش کرده در زمینه های گوناگون، این دسته از توانایی اجنه را مهم قلمداد نمی کنند؛ چه مومنین و انسانهای پاکیزه که در اثر عبودیت به درجاتی نائل شده اند و چه کسانی که حتی به خدا اعتقاد ندارند و در اثر ریاضت های نفسانی مراحلی را طی کرده اند. ارتباط با اجنه و گفتگو و ملاقات با آنها میسر است و گزارش هایی در کتابهای گوناگون (اعم از اسلامی و غیراسلامی) برای ما رسیده است.

     درباره اینکه آنان می توانند در انسانی حلول کنند نیز بحث بر پایه سوالات دیگر بنا می شود و نمی توان به سادگی بدان پاسخ داد. با وجود همه تحقیقات و کتابهایی که در زمینه اجنه نگاشته شده؛ باید گفت که اطلاعات ما از جنیان بسیار محدود و ناچیز است. اینکه آیا انسانها بر اجنه می توانند مسلط شوند و یا بالعکس مطلبی است که در کتب تاریخی شواهدی مبنی بر آن دیده می شود. تسلط بر اجنه بر مبنای احکام همه ادیان (اسلام مسیحیت و یهود) مجاز نیست و در تعابیر به آن «سحر» یا «جادو» گفته می شود. همانطور که انسانها می توانند بر اجنه تسلط یابند؛ آنها نیز می توانند بر انسانی مسلط شوند؛ اما بر اساس برخی از شواهد تسلط آنها بر مومنین ممکن نیست.

     در پاسخ به اینکه آیا اجنه می توانند در انسانی حلول کنند؛ باید گفت که حلول در انسان ممکن نیست و این با حقیقت روح آدمی منافات دارد. بر اساس ادله ادیان گوناگون و نه فقط اسلام؛ اجنه نمی توانند چنان در انسانی نفوذ کنند که جایگزین روح او شوند. حتی کسانی از اندیشمندان اروپایی که شواهدی از کتاب مقدس دال بر این مطلب ارائه می کنند؛ برداشت ناقص و گزینشی دارند و قرائت شخصی می کنند. بخشی از گفته هایی که در زبان رایج مردم می گویند فلانی «جن زده شده» و یا «جن در او حلول کرده»؛ بیماری های حاد روانی است که مردم ساده انگار گمان می کنند اثرات حلول یک جن در اوست.

     اینکه آیا جنی خود را به انسانی نزدیک سازد و او را اذیت و آزار دهد؛ شنیده شده و در پاره ای از کتاب ها خوانده شده است. هر مکتب و راه و سلوکی؛ راه و روشی را برای برون رفت از آزارهای جنیان ارائه می دهد که هر کدام شاید بتواند به فراخور حال آسیب دیده کارساز و عملی باشد؛ چرا که راه های دوری از جنیان گوناگون است و آنها با برخی از رفتارها و کردارها نیز آسیب می بینند و از آنها دوری می کنند. اخیرا فرقه «عرفان حلقه» که در ایران گسترش یافته نیز ادعای جن گیری و مسائلی از این دست را دارد که بر اساس دیده ها و خوانده های از آنها باید گفته که جلسات آنها نوعی تئاتر و نمایش محسوب می شود و تنها برای تحریک اذهان علاقه مندان به این قبیل مسائل است که در مقالات و کتاب هایی پاسخ آنها داده شده است.

     آنچه که ما می دانیم این است که برای خلاصی از دست آزار و اذیت های اجنه؛ توسل به اهل بیت علیهم السلام و قرائت قرآن بسیار راه گشاست. از ذکر شریفه «صلوات» غاقل نباشیم که آثار بی شماری دارد.
با سلام و تشکر از سایت خوب شما
یک سوال:
آیا فقط پیروان دین اسلام وارد بهشت می شوند و پیروان سایر ادیان در عصر بعد از پیغمبر صلوات الله علیه به بهشت نمی روند؟
با سپاس
پاسخ:
سلام / ممنونم

     درباره سوالتان باید عرض کنم که با تکمیل هر چیزی تبعیت از آنچه تکامل یافته یک راهکار درست و عقلانی است. همانند طبابت که اگر امروز کسی برای درمان بیماری قلب اش به روشهای چاقو و خنجر گذشته تمایل داشته باشد همه خرده می گیرند که با این پیشرفت و اتاق های عمل قلب دیگر استفاده از روش های قدیمی معقول نیست. دین هم که تکامل یافت، عقل حکم می کند که از کامل ترین آن پیروی کنیم و دین اسلام کامل ترین و آخرین دین الهی است و به دستور عقل تبعیت از آن لازم است.

     با این حساب کسانی که پیرو راه درست باشند به سرانجام می رسند و بهشت روزی شان می شود. اما در این قانون یک تبصره وجود دارد و آن اینکه کسانی که بعد از اسلام از حقیقت اسلام مطلع نشدند و به آن اگاهی نیافتند و آن هم نه از روی سهل انگاری؛ چنانچه از دین و روش درست پیش از این پیروی کنند سعادت مند می شوند. مانند کسی که در روستای دور افتاده ای در نقاط دور دست قطبی یا جنگل های دور افتاده زندگی می کند و اصلا چیزی از اسلام به گوش او نخورده و مطلبی نرسیده است.
     سوال : اولین بار چه کسى از زیارت قبر پیامبر ( ص ) جلوگیرى کرد ؟


سلام / با دقت در متون تاریخی به این شاهد می رسیم. حاکم نیشابورى (متوفاى 405 هـ) از داود بن ابو صالح نقل مى‏کند:
روزى مروان حَکَم دید که شخصى صورت خود را بر قبر پیامبر صلوات الله علیه گذاشته است، با شتاب به سوى او آمد و گردن او را گرفته، از جاى بلند کرد و گفت: مى‏دانى چه مى‏کنى؟! منظور وى این بود که چرا به زیارت سنگ و کلوخ آمده اى! زائر که ابو ایوب انصارى - از صحابه رسول خدا - بود گفت: آرى خوب مى‏دانم که چه مى‏کنم! من هرگز به زیارت سنگ نیامده‏ام ، بلکه به‏زیارت پیامبر آمده‏ ام. از رسول‏ اللّه شنیدم که فرمود: «بر دین خدا گریه نکنید اگر متولّیانش اهل بودند ، و آنگاه که نااهلان برآن حکم راندند، برایش بگریید.»[1]

‏جالب است که این حدیث را حاکم و ذهبى هر دو صحیح مى‏دانند!
‏ از این رخداد تاریخى به ‏خوبى روشن مى‏شود که ریشه این تفکّر از بنى ‏امیه و به خصوص مروان بن حکم؛ همان طرد شده رسول‏ اللّه صلوات الله علیه است.


علی صفدری - قم المقدسه
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
[1] مستدرک حاکم ، ج‏4 ، ص 560.
۰ نظر ۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۲۰
سایت انسان معاصر
     سوال : آیا چنین حدیثی داریم که راههای رسیدن به خداوند به عدد انسانهاست؟


سلام / در هیچ مأخذ حدیثی ما چنین سخنی را از معصوم نداریم که (الطرق الی الله بعدد انفاس خلائق) این جمله جزء احادیث ائمه و پیامبر نیست؛ بلکه جزء احادیثی است که در منابع و کتب صوفیه (مثل رساله قُشیریه، کشف المحجوب علی بن عثمان جُلّابی هُجویری، فیه ما فیه و مکتوبات مولوی) دیده می شود و مأخذ حدیثی در منابع ما ندارد. اما منهای حدیث بودن آیا اصلاً این جمله درست است یا نه؟ اگر مراد این باشد که خداوند برای هر انسانی بسوی خویش راهی قرار داده است و همه انسانها می توانند مستقلا به سوی خدا حرکت کنند این معنای درستی است اما اگر مراد این باشد که هر کسی از هر طریقی که خواست می تواند به خداوند برسد این مطلقاً صحیح و قابل قبول نیست و با صراط مستقیمی که خداوند تعریف کرده است نمی سازد «و أَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ – یس61». در واقع معنای دوم منتهی به پلورالیسم می شود که از منظر اسلام باطل است.


علی صفدری - طهران
۰ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۲:۰۵
سایت انسان معاصر
     سوال : ضرورت ظهور اسلام تحریف انجیل و آئین مسیحیت بوده است؛ چنانکه تورات و انجیل تحریف نمی شد ظهور اسلام ضرورت داشت و قرآن نازل می شد؟

سلام / در واقع صورت سوال صحیح نیست؛ چرا که به هیچ وجه ضرورت ظهور اسلام تحریف انجیل و تورات وآئین مسیحیت نبوده است. تورات وانجیل چه تحریف می شدند چه تحریف نمی شدند باز باید قرآن نازل می شد و اسلام می آمد چون آنها زمان داشتند. خداوند یک دارویی را با یک مدت زمانی تجویز کرده است باید شریعت به کمال می رسید «الْیَومَ أکْمَلتُ لَکُمْ دینُکُم وأتمَمْتُ عَلیکُم نُعمَتی و رَضیتُ لُکُم الإسلامَ دیناَ» اصلاً اسلام به عنوان تکمیل کننده و خاتمیت پیامبر باید مطرح می شد و ربطی به تحریف آنها ندارد.


علی صفدری - طهران
۰ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۲:۰۱
سایت انسان معاصر