آیین ما | نوشته های علی صفدری در زمینه ادیان، ملل و انسانها

علی صفدری | Ali Safdari

صاد

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «harisa» ثبت شده است



  •            در  کتاب  "حریصا" می خوانیم:


وقتی کتاب مقدس را باز می‌کنی، اولین کتاب، کتاب پیدایش یا همان سفرپیدایش است. در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است:


     در این کتاب می‌خوانیم که چگونه خدا دنیا را می‌آفریند، چگونه انسان را خلق می‌کند و او را در محیطی کامل و زیبا قرار می‌دهد. چگونه گناه وارد جهان می‌شود و سرانجام چگونه خدا برای نجات انسان گناهکار چاره‌ای می‌اندیشد. مطالبی که در این کتاب آمده عبارت است از: آغاز تاریخ بشر، آغاز هنر و صنایع دستی، چگونگی پیدایش زبانها و قومهای گوناگون. از فصل دوازده به بعد مسیر کتاب متوجه قوم اسرائیل می‌شود. از اینجا به بعد داستان زندگی ابراهیم، اسحاق، یعقوب و پسرانش در کتاب ثبت شده که در خاتمه با شرح زندگی یوسف در مصر پایان می‌پذیرد.


     موضوع اصلی کتاب پیدایش که در سراسر این کتاب محسوس است، این است که هرچند گناه انسان آنچه را که خدا خوب و زیبا آفریده بود خراب کرد، اما خدا از فعالیت خود دست نکشیده است، بلکه به دنبال بشر گمگشته است تا او را نجات دهد و رستگار سازد؛ خدا بر عالم هستی مسلط است و تاریخ بشر را در مسیر منافع و نجات عزیزان خود به پیش می‌برد.

     خیلی جالب و تعجب برانگیز است. در مقدمه این کتاب از خدایی سخن می‌گوید که توانا و مهربان است؛ اما وقتی داخل کتاب می‌شوی و جملات و کلمات آنرا می‌خوانی، از خدای توانا و مهربان و خیرخواه بشر خبری نیست. اصلا سفرپیدایش چنین خدایی را نمی‌شناسد. این کتاب، پیامبرانی را معرفی می‌کند که هرزگی و آلودگی به گناه، جزء لاینفک و جدا نشدنی زندگی شان است. پیامبرانی که زنا کارند و مشروب خوار!

     واقعا همیشه برایم سوال بوده که چطور می‌شود مسیحی‌ها کتاب مقدس را می‌خوانند و پی به بطلانش نمی‌برند. مگر می‌شود کتابی که مقدس است و آسمانی، اینقدر آلوده به آلوده گی‌ها باشد و خدا و پیامبرانی ناپاک و نامنزه داشته باشد. یا اینها از کتاب دینشان بی‌خبرند و یا اینکه بر قلبهایشان مهر زده‌اند تا حق را نبینند و نفهمند. وگرنه هر وجدان بیدار و هر انسان حق جو و بدور از تعصب، وقتی در مقابل حقیقت قرار می‌گیرد تسلیم می‌شود. این همان فطرت انسانی است که دنبال حق است و چون آنرا می‌یابد کرنش میکند.

//bayanbox.ir/id/5902045147213973861?view

سایت آیین ما
  http://axgig.com/images/59496920242980852924.png


           در  کتاب  "
حریصا" می خوانیم:

    عجیب‌ترین و مهمترین جمله‌ای را که مطالعه کردم، جمله‌ای بود که «چارلز فرانسیس ریشتر»[1] بدان اعتراف نموده بود. او در مورد انجیل و قرآن چنین گفته است:

     انجیل کتابى است که در آمریکا کسى آنرا نمى‏شناسد. ولى قرآن کتابى است که هر مسلمانى با آن آشناست و این ادعا گزاف نیست، بلکه یک واقعیت است. ولى باید گفت نشناختن انجیل از خوش شانسى مذهب مسیحیت است[2].

     این جمله اعتراف بسیار مهمی است که توسط یک دانشمند آمریکایی صورت گرفته است. باید روی تک تک واژه‌های آن فکر شود. این دانشمند آمریکایی معترف است که اگر مسیحی‌ها با حقیقت مسیحیت آشنا شوند و با انجیل انس بگیرند، واقعیت دین و کتاب مقدسشان بر آنها مکشوف شده و دست از آیین خود می‌کشند. مگر «دکتر گاری میلر»[3] نبود که وقتی با قرآن برخورد نمود و در آن تدبر کرد، دست از مسیحیت کشید. او که یک مسیحی عادی و کم اطلاع از مسیحیت نبود. او یکی از بزرگترین مبلغان مسیحی در کانادا محسوب می‌شد. آنطور که خودش بیان داشته، وقتی قرآن را برای اولین بار باز می‌کند قصدش این بوده که اشکالاتی از آن بیابد و با دستاویز قرار دادن آن از اسلام بد بگوید و عظمت مسیحیت را ثابت کند. او با وجود آنکه کتاب مقدس را به خوبی می‌شناسد، اما محو قرآن می‌شود و راه سعادت را می‌یابد. میلر در سال 1977میلادی اسلام آوردن خود را رسما اعلام می‌کند و بعد از پذیرش اسلام، کتابهایی درباره آن می‌نویسد که یکی از مهمترین تالیفاتش «فرق میان قرآن و کتاب مقدس» نام دارد.

     وقتی از او درباره آشنایی‌اش با اسلام می‌پرسند، می‌گوید:

     روزی شروع به خواندن قرآن کردم تا بتوانم اشتباه و خطایی در آن پیدا کنم و با این کار عظمت و مقام مسیحیت را در دید مسلمانان بالا ببرم. چون فکر می‌‌کردم قرآنی که چهارده قرن پیش در صحرا نازل شده است باید قدیمی و پر از اشتباه باشد. اما متوجه شدم در قرآن اشتباهی وجود ندارد و حتی قرآن به مسائل و امور زیادی پرداخته که در کتاب‌های آسمانی دیگر اثری از آنها دیده نمی‌‌شود. این کتاب کنجکاوی و تعجب مرا برانگیخت تا آنرا کامل مطالعه کنم. هنگام خواندن قرآن به آیه عظیم و شگفت‌انگیز 82 از سوره نساء رسیدم که می‌‌فرماید: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا؛  آیا در معانی قرآن نمی‌‌اندیشند؟ ( تا بر آنان ثابت شود که وحی خداست) و اگر از جانب غیر خدا بود، در آن اختلاف بسیار می‌‌یافتند.

     یکی از اصول علمی شناخته شده در حال حاضر، شناسایی و بررسی آرا و نظریات متفاوت است تا بتوان درستی آنها را اثبات کرد و می‌‌بینیم قرآن، مسلمانان و غیر مسلمانان را به تدبر و تفکر در آیاتش دعوت می‌‌کند تا در آن اندیشه کنند و بعد از تعمق دریابند که هیچ اشتباه و خطایی در قرآن جای ندارد. هیچ نویسنده‌ای در جهان وجود ندارد که کتابی بنویسد و با اطیمنان بخواهد اشتباه آن را بازگو کنند. اما قرآن مردم را به تامل و اندیشه در آیاتش دعوت می‌کند.

     با خواندن قرآن انتظار داشتم از حوادثی که برای پیامبر اتفاق افتاده مانند فوت همسرش خدیجه و دختران و پسرانش کلامی گفته شود. اما بر خلاف انتظارم سوره مریم تعجب مرا برانگیخت. این سوره در عظمت، شان و منزلت حضرت مریم آمده بود و این در حالی است که در انجیل و تورات یک سوره مشخص برای حضرت مریم وجود ندارد. همچنین در قرآن 25 بار نام حضرت عیسی ذکر شده، در حالی که نام پیامبر پنج بار بیشتر ذکر نگردیده و حتی سوره‌ای به نام دختر پیامبر یا همسر او در قرآن نیست.

     وقتی از او می‌پرسند آیا در مورد علوم روز نیز در قرآن مطلبی یافته‌ای پاسخ می‌دهد:

     بله، خداوند در آیه 30 سوره انبیاء می‌فرماید: أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ؛ آیا کافران ندیدند که آسمان و زمین بسته بود ما آنها را شکافتیم و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم آیا ایمان نمی‌‌آورند؟

     این آیه موضوعی علمی را ثابت می‌کند که در سال 1973 جائزه نوبل را کسب کرد. این آیه نظریه انفجار بزرگی را که باعث خلقت جهان و آسمان‌ها و ستارگان شد، تشریح می‌‌کند. همچنین در قسمت آخر آیه، آب را یک منبع حیات می‌‌داند و این مسئله از عجایب خلقت است که اخیرا علم روز ثابت کرده که سلول زنده از سیتوپلاسم تشکیل می‌شود و قسمت اصلی سیتوپلاسم از آب تشکیل شده است.

     میلر بعد از اسلام آوردنش با مخالفت‌های زیادی رو به رو شد. اما او می‌دانست راهی را که انتخاب نموده صحیح است و از آن دست نکشید. میلری که تا دیروز مبلغ مسیحیت بود، از امروز اسلام را تبلیغ می‌کرد. وقتی از او درباره مخالفت‌ها می‌پرسند می‌گوید:

      روزی یکی از دوستان قدیمی‌ام را در کانادا دیدم. او نمی‌‌دانست من مسلمان شده‌ام. وقتی گفتگوی ما گرم شد من دستم را بالا بردم و به قرآن اشاره کردم و گفتم: من به این کتاب ایمان دارم (دوستم نمی‌‌دانست این چه کتابی است). سپس به من گفت: این کتاب مقدس نیست که در دست همه مردم است؟! گفتم: می‌خواهی در مورد مسائل عجیبی که در این کتاب است برای تو بگویم. دوستم گفت: تو مطمئن هستی این کتاب را شیطان ننوشته است. ولی واقعیت این بود که دوستم در تنگنایی گرفتار شده بود که جوابی برای پاسخ به آن نداشت، مانند حادثه‌ای که در کتاب مقدس روایت شده است. زمانی که حضرت عیسی مرده‌ای را زنده می‌کند یک یهودی به حضرت عیسی می‌گوید این کار را شیطان انجام داده است.

     جایگاه دوستم او را مجبور کرد تا با قرآن مخالفت کند و آن چیزی را که فرد یهودی دوهزار سال قبل به حضرت عیسی گفته بود را بر زبان آورد. اما واقعیت این است که بعد از شناخت قرآن متوجه شدم هیچ انسانی نمی‌تواند مانند آن را بیاورد، مگر اینکه وحی الهی باشد. موضع ‌گیری دوستم، نظیر موضع ‌گیری قریش در چهارده قرن پیش بود که پیامبر اسلام را مجنون می‌خواندند.

     من برای تبلیغ، اقدامات فراوانی انجام دادم تا بتوانم دین اسلام را ترویج کنم. از جمله کسانی که مرا دعوت کرد شیخ احمد دیدات[4]، یکی از مبلغان برجسته آفریقایی بود. او مرا به جنوب آفریقا برای شرکت در مناظرات دعوت کرد. من در جمع مسلمانان گفتم:‌ای مسلمانان، شما نمی‌‌دانید که چه فضیلتی را خداوند نصیب شما کرده و نصیب ادیان دیگر نکرده است. پس شکرگزار باشید که مسلمان هستید و در جمع مسلمانان قرار دارید. شما باید در دلایل الهی رسالت، نبوت، روز قیامت، بهشت و جهنم که در همه کتاب‌های آسمانی وجود دارد، درنگ و تامل کنید.

     این همان چیزی است که «چارلز فرانسیس» به خوبی آنرا درک کرده و عدم اطلاع مسیحیان از انجیل و قرآن را خوش شانسی مسیحیت بیان می‌کند. آن دسته از مسیحیانی که در کتاب مقدس به تفکر می‌نشینند و با قرآن آشنایی پیدا می‌نمایند، خواه نا خواه به اسلام گرایش پیدا می‌کنند.



[1]. چارلز فرانسیس ریشتر  - 1900 ) -۱۹۸۵) . زلزله شناس امریکایی.

[2]. اعترافات  دانشمندان  بزرگ جهان ، ص 66 -   راه  تکامل ، ج 5 ، ص 221.

[3]. Gary miller.

[4]. احمد حسین دیدات (۱۹۱۸- ۲۰۰۵)، نویسنده ی مسلمان از هندیان آفریقای جنوبی بود. او بیش‌تر به دلیل بحث‌های عمومی بین‌مذهبی با مسیحیان انجیلی، و نیز سخنرانی‌های ویدیویی پیشرو که بیش‌ترشان حول اسلام، مسیحیت و اناجیل بود، شناخته شده ‌است

     وی همچنین IPCI را تأسیس کرد که یک سازمان تبلیغات اسلامی بین‌المللی است، و جزوات گوناگونی در اسلام و مسیحیت نوشت که به ‌صورت گسترده توسط سازمان توزیع می‌شدند. در سال ۱۹۸۶ میلادی به پاس ۵۰ سال کار تبلیغی، جایزه ی شاه فیصل را دریافت کرد. یکی از تمرکزهای آثار او، ارائهٔ ابزار کلامی برای مسلمانان به‌ منظور دفاع از خود در برابر تبلیغات فعالانه ی مبلغان مسیحی بود. او از زبان انگلیسی برای انتقال پیامش به مسلمانان و غیرمسلمانان کشورهای غربی استفاده می‌کرد.

۰ نظر ۱۷ فروردين ۹۲ ، ۰۹:۲۱
سایت آیین ما
http://axgig.com/images/59496920242980852924.png






به نام خدا

         سلام به دوست عزیزم علی

         امروز که این نامه را می‌نویسم، بیشتر پی برده‌ام که چرا پدر کلیسا مرا از گفتگو با یک جوان مسلمان منع می‌کرد. شاید از دیدگاه او صلاح بود که این گفتگو‌ها ادامه نیابد؛ اما خدا را شاکرم که نور حق جویی را در دل من تاباند و مرا از ادامه گفتگوهایمان منصرف ننمود. راستش را بخواهی، در تمام مدتی که تو اینجا بودی و با هم جلسه می‌گذاشتیم و حرف می‌زدیم، چندین باز خواستم نکاتی را بگویم، اما هربار به خودم می‌گفتم عجله نکن، شاید هنوز زود باشد و آنچه که می‌پنداری، درست نباشد. به هر ترتیب، بر خلاف میل باطنی‌ام که دوست داشتم جلساتمان به سرانجام برسد و آنگا تو سفرت را پایان بدهی، اما نشد.

         تو به کشورت بازگشتی در حالی که هنوز سوالات زیادی در ذهن من باقیمانده بود و جوابشان را نداشتم که خودم را قانع کنم. با نامه نگاری هم آنطور که باید و شاید نمی‌شد انتظار نتیجه‌ی گفتگوهای حضوری را داشت؛ اما به لطف الهی و با همتی که او عطا کرد تا در این راه خستگی بر من غالب نشود، موفق شدم منابعی را که در طول نامه نگاری هایمان معرفی می‌کردی را بخوانم و هرجا سوالی بود از خودت پی گیری نمایم. سوالاتم را می‌پرسیدم و جوابهای قوی و منطقی ات مرا وادار به پذیرش می‌کرد. در گفتگوهای حضوریمان هم در کافی شاپ همینطور بود. برای همین من بیشتر سکوت می‌کردم و هرگاه تو با زیرکی می‌خواستی مهر تاییدی از من بگیری فقط و فقط نگاهم پاسخت را می‌داد.

         چه کنم که میل حق جویی در من شدت یافته و عطشم را برای رسیدن به حق زیاد کرده بود و مشتاقانه بر سر قرارها حاضر می‌شدم. ثانیه شماری می‌کردم تا قرار بعدیمان فرا رسد. همواره با خودم در ستیز بودم که داری با خودت چه می‌کنی. نکند واقعا قصد داری مغلوب این جوان مسلمان شوی!

         دوست خوب من

         با وجود آنکه در تمام گفتگوها تو غالب می‌شدی، اما باز امیدوار بودم تا درجلسه بعد میخکوبت کنم و با سوالات و پاسخ‌های دندان شکن مغلوبت سازم. اما حیف و صد حیف. حیف که تلاشهای من بی‌ثمر بود و مسیحیت آنقدر تهی از عقلانیت و ضعیف بود که نمی‌توانست مرا در این مبارزه پیروز بگرداند. آنقدر اختلافات فاحش در کتاب مقدس بود که نمی‌شد آنرا توجیه کرد. آنقدر عقاید توهمی و خیالپردازی‌های کودکانه داشت که نمی‌شد از آن دفاع کرد. با این همه نقاط ضعف، من باید چه می‌کردم!

         با اینکه در روزهای نخست یقین داشتم در این مبارزه شکست از آن توست، اما در همان دیدارهای نخستین یقین کرده بودم یا باید طرف تعصباتم را بگیرم و یا باید دست تسلیم بالا ببرم. اگر واقعا دنبال حق بودم، پس باید تعصب را کنار می‌گذاشتم و واقع بینانه جلو می‌رفتم. شرط اول در حق جویی همین اصل است که من بسیار با خودم جنگیدم تا بتوانم آنرا بپذیرم. تعصب در یافتن حق، امری بیهوده است که راهی جز گمراهی در پیش ندارد.

         امروز بر این باورم که زندگی از دیدگاه مسیحیت، زندگی صحیحی نیست. عقاید کتاب مقدس، عقاید سالمی نیست. تلاش کلیسا بر این است که جامعه مسیحی را از کتاب مقدس دور نگه دارد تا با مطالبی که مسیحیت را به چالش می‌کشاند آشنا نشوند.

         دوست من

         اکنون من به حقانیت اسلام پی برده‌ام و راه سعادت را در آن می‌دانم. نور اسلام بر دل من تابیده و دیگر گمراهی به قلبم نمی‌تواند نفوذ کند. خدا را به احسن وجه می‌شناسم و از بندگی‌اش لذت می‌برم. خدا را شکر می‌کنم که مرا به سوی دین اسلام و پیامبری حضرت محمد راهنمایی کرد.

         حقیقتا اسلام دینی است مبتنی بر عقل و منطق. مسلمان کسی است که بهترین قوانین را برای زندگی در دست دارد. اگر خللی در زندگیش دارد، اشکال از کم کاری اوست. مسلمان مانند کسی است که کلید درب سعادت را در دست دارد، اکنون این خود اوست که چطور این کلید را به کار بندد تا بتواند درب سعادت را به روی خودش باز نماید. من هم مدت کوتاهی است که کلید سعادت را یافته‌ام و با یاری خدا آنرا به کار خواهم بست. از ناکارآمدی کلیسا خسته شده‌ام. نمی‌توانم به حرفهایی که نه هیچ منطقی آنرا می‌پذیرد و نه حتی پدران کلیسا - به عنوان بانیان اصلی آن - آنرا به کار می‌بندند، معتقد باشم. برایم زجر آور است دینی داشته باشم که به انتها رسیده و زمانی بیشتر تا مرگش نمانده است.

         دوست من

         از همه‌ی لطف و محبت هایت ممنونم. اگر با رفتار ناپسند من در روز اولی که یکدیگر را در حریصا دیدیم، دلزده می‌شدی، من اکنون با گوهر نایاب اسلام ناآشنا نبودم. از تو متشکرم بابت همه‌ی لطف هایت که بی‌دریغ با من به گفتگو نشستی و در این راه خسته نشدی.
    دوستت - کارل


     حریصا یکی از مکانهای سیاحتی - زیارتی  لبنان است که در فاصله بیست کیلومتری شمال بیروت و در شرق شهر جونیه قرار دارد. مجتمعی از کلیساهای چهارگانه که بر بلندای کوههایی است که ۶۵۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. برای رسیدن به منطقه دو راه وجود دارد: یکی از طریق تله کابین جونیه – حریصا که فاصله ۱۵۷۰ متری را در عرض 9 دقیقه طی می‌کند و از فراز جنگل‌های کوهستانی و ساختمانهای سر به فلک کشیده عبور می‌نماید و دیگری از طریق جاده کوهستانی.


     قدیمی‌ترین کلیسای این مجموعه کلیسای کوچکی به ظرفیت چهل نفر است که «Our Lady of Lebanon» یا «سیدة لبنان» نام دارد. بنای کلیسا شکل مخروطی دارد و یک راه پله مارپیچ روی نمای ساختمان، بازدیدکنندگان را به بالا هدایت می‌کند که هر چه به سمت بالا می‌رویم، از عرض پله‌ها کم می‌گردد. روی قله این بنا مجسمه برنزی ۱۵ تنی از مریم مقدس قرار داده شده که تاجی از طلا بر سر دارد. این مجسمه که از بیشتر نقاط شهر قابل رویت است، در سال ۱۹۰۸ میلادی ساخته شده ‌است.

     کلیسای بزرگ دیگری به نام «بازلیک» در این مجموعه قرار دارد که بزرگترین کلیسای خاورمیانه محسوب می‌شود. سقف آن به نشانه پنج استان لبنان پنج سطح دارد. بلندترین ارتفاع سقف آن چهل و کوتاهترین آن بیست متر است. این کلیسا بیش از صد سال قدمت داشته و سی و چند سال قبل بازسازی گردیده است. مسیحی‌های مارونی جشنهای بزرگ مذهبی خود را در آن برگزار می‌کنند.

     زیر این کلیسا، کنیسه‌ای است که «سیدة لرد» به معنای «نگهبان» نامیده شده که یکشنبه‌‌ها در آن دعای دسته جمعی قرائت می‌شود.

     «کنیسة الغفران» چهارمین کلیسای این مجموعه ‌است که میزبان مراسم‌هایی چون تدفین، غسل تعمید و اعتراف است.

     اندیشه ساخت این عبادتگاه نه چندان بزرگ به سال 1845 میلادی باز می‌گردد. وقتی «پاتریک الیاس هوکر»، پاتریاک شهر انطاکیه و منطقه شرقی و نماینده تبلیغی در سوریه و لبنان و نیز اسقف اعظم «کارلوس دوال» مصمم گردیدند تا برای بانوی لبنان کلیسایی بنا نهند.

     در هشتم می‌سال 1845 میلادی، «پاپ پایو چهارم» طرح اولیه ساخت این بنا را مطرح کرد.

     مسیحی‌های لبنان بنای چنین اثر تاریخی را گواهی بر عشق و ارادت دائمی خود به بانویشان مریم عذرا می‌دانستند و در راه آبادی آن از هیچ چیز دریغ نمی‌کردند.

     بعدها دو اسقف اعظم تصمیم گرفتند تا بر این بنا اینگونه نام نهند: "بانوی لبنان / سیدة لبنان"

     پس از بررسی‌های زیاد، ستیغ کوه حریصا که بر شهر جونیه و نیز ساحل مدیترانه احاطه داشت برای ساخت تندیس حضرت مریم3 در نظر گرفته شد، جایی که محل سفارت و اقامت پاپ هم بود.

     مجسمه مریم مقدس در فرانسه و از برنز قالب گیری گردید. مجسمه‌ای به بلندای هشت متر و نیم و قطر پنج متر و وزن ده تن. پایه‌های آن از سنگ طبیعی و به ارتفاع بیست متر است. محوطه پایینی بنا شصت و چهار متر و قسمت بالایی دوازده متر مسافت دارد. برای رسیدن به اوج این تندیس، صدوچهار پله را که حلزونی طراحی شده‌اند باید طی نمود تا به آخرین مکان تقرب رسید.

     در سال 1908میلادی، با پایان یافتن بنای کلیسا در روز تاریخی یکشنبه اول می، مبلغان لبنانی به دعوت از تمامی مسیحیان همت گماردند. هریک با نشان‌های خاص خود آمدند تا با بانوی خویش عهد دوستی ببندند.

     در آن روز تاریخی، میدان عمومی و مناطق اطراف آکنده از مردمی بود که برای اجرای مراسم به حریصا آمده بودند. ساعت ده صبح بود که نماینده تبلیغی، «فردینو گیانینی» مراسم مذهبی را آغاز نمود. مراسم بزرگ و با شکوهی برگزار شد. بسیاری از بزرگان و کشیشان مسیحی از کشورهای مختلف آمده بودند تا در این افتتاحیه باشکوه حضور یابند. مراسم افتتاحیه در آن روز تاریخی در حالی به پایان می‌رسید که حاضران قراری گذاشتند که تا امروز پابرجاست. قرار بر این شد تا هر ساله در اولین یکشنبه ماه می، مراسم مذهبی در حریصا برپا گردد. بعدها تولیت و محافظت از کلیسای حضرت مریم به دو کلیسای مارونی و لاتین سپرده شد و سالنی عظیم را در کنار این بنا جهت مراسم مسیحیان ساختند.

     برخی معتقدند که حضرت مریم در این منطقه قدم گذاشته است. عده‌ای اینجا را به عنوان قدمگاه ایشان می‌شناسند. اما هر چه هست این مکان هر روز به ویژه روزهای یکشنبه زیارتگاه و عبادتگاه مسیحیان محسوب می‌گردد. مجسمه حضرت مریم3 در بالای حریصا رو به فلسطین ایستاده و به تعبیر برخی با دستان خود همه را به وحدت دعوت می‌کند.

سایت آیین ما